تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این سایت صرفا جهت اطلاع رسانی پیرامون کارها و آثارم در زمینه ترجمه و تالیف میباشد.


۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماهنامه نوگرا» ثبت شده است
نامش کالوینو بود(نگاهی به بارون درخت نشین اثر ایتالو کالوینو)

ماهنامه نوگرا
پنجشنبه چهارم اردیبهشت ماه نود و نه
نامش کالوینو بود
مترجم,منتقد:فرزام کریمی

 


نه این یک شعر نیست,حتی یک رویا هم نیست, نثری در ارتباط با رمان نویسی ست که بی شک در ایتالیای پس از جنگ بیشترین و ماندگارترین آثار عصر خود را خلق کرده است, طنز خالص و نگاه گاه آرام و گاه بدبینانه توام با ساختارشکنی های واقع گرایانه از خصوصیت های مردی به شمار میرفت که نویسندگان قبل او در فکر همینگوی شدن و ادامه راه رئالیسم  آمریکایی بودند اما او که قصد نداشت تا ادامه دهنده راه امثال الیو ویتورینی و.... باشد تحت تاثیر نسل باسانی, پازولینی,گادا,کینزبرگ و...به خلق نوع جدیدی از روایت در غالب جامعه ای فئودال که به سمت و سوی صنعتی شدن حرکت میکرد پرداخت, جامعه ای که احزاب در آن نقشی پویا ایفا میکردند و نبض ارزشهای چپ و راست همچنان میزد و او به خوبی این تنش ها را در آثارش برای مخاطب بازگو میکرد, خانم ها, آقایان, نامش کالوینوبود, او هم زمانی مانند هر شخص دیگری که تصور میکرد حضور در احزاب به معنای زنده بودن آدمی تلقی میشود در سال هزار و نهصد و چهل و سه به نهضت مقاومت ایتالیا در جنگ جهانی دوم و بریگاد گاریبالدی، و پس از آن به حزب کمونیست ایتالیا پیوست،وپس از مدتی در اعتراض به سیاستهای نادرست کمونیستها از آن حزب کناره گیری کرد,هر چقدر که از سایه نحس سیاست و کمونیستی نظیرچگوارا که دستانش به خون آلوده بود و خونخواه بود برایش آبی گرم نشد اما ادبیات چشمه جوشان زندگیش بود,رولان بارت او و بورخس را به دو خط موازی تشبیه کرده و از کالوینو به عنوان نویسنده ای پُست مدرن نام می‌برد. نویسنده‌ای که همه چیز را به طنز می‌گیرد و جهانی سراسر ابهام و رمز و راز می آفریند و از این رو بر غنای داستانهایش میفزاید,نوع شیوه داستان سرایی او و نثر منحصربفردش او را نسبت به نسل قبل و بعد از خودش متمایز میکند,کتاب بارون درخت نشین اثر ایتالوکالوینو با ترجمه زنده یاد مهدی سحابی که توسط  نشرنگاه منتشر شده است از جمله کتابهاییست که همگان باید آن را بخوانندچرا که کالوینو به درستی مسئولیت روشنفکری را برای درک هر روشنفکری مطرح میسازد و در این مسیر به تکنیک و فرم اتکا میکند و با دانستن رموز سوار شدن بر افکار مخاطب ان چه را که غایت اوست مطرح میسازد.


۹۹-۲-۰۷ ۰ ۰ ۱۳۳

۹۹-۲-۰۷ ۰ ۰ ۱۳۳


بگذار تا آخر عشق برقصم(نگاهی کوتاه به لئوناردکوهن)

ماهنامه نوگرا

آبان ماه 98

مترجم,منتقد: فرزام کریمی

 

آخرین تلنگر عشق با صدای او در جهان متروک و خالی از احساس پیچید,او که به خوبی میدانست چگونه نت به نت این سمفونی را بخواند تا گوشهای بی تفاوت ترین مردمان شهر را گرم آن صدای عجیب و پر ابهت کند, صدایی باریتون که هم خورشید مونترال و هم غروب پاریس را با چشمانش دیده بود و گرما و سرمای زمانه در آن صدا طنین انداز بود, اشعار او تبلور شخصیت به بلوغ رسیده اش برای آنانی بود که میخواستند در گوشه کافه سیگاری بر گوشه لبانشان روشن کنند و قهوه ای تلخ اما گیرا بنوشندو در عاشقانه های ملانکولیک او غرق شوند, شخصیتی آرام و در عین حال عمیق و نگاهی که در ورای هر نژاد و رنگی خلاصه میشد, برای او دنیا نه شباهتی به عصیان هیپی ها داشت و نه آن شور و شوق جوانانه ای که آدمی را در پستوها مغروق سرخوشی های بیهوده کند, بلکه دنیایش ترکیبی از سرخوشی های کوچک و غم های ممتد بود که در پشت جهان بینی کوهنی اش آن را مخفی نگاه میداشت, گوشه هایی از اعتقادات مذهبی اش که همواره در آثار و شمایل او به چشم میخورد, خدایی که در باطنش خانه داشت نه به شکل اسلحه و بمب و تانک در هر گوشه و کناری و پیش از آنکه ورد زبانش برای نمایش ریاکاری در مخافل عمومی باشد در نوشته هایش که خاستگاه تفکرش بود خودنمایی میکرد, عالیجناب عشق پیش از آنکه یک سانگ رایت نویس و موزیسین با آن صدای گیرا به شمار رود, رمان نویسی برجسته به شمار میرفت که موفق شده بود حتی در این راه توفیق هایی نیز کسب کند و رمان نویسی به کمکش در سانگ رایت نویسی آمده بود تا جایی که منتقدان او همواره او را یک نویسنده و شاعر قلمداد میکردند تا یک موزیسین, اما کوهن موسیقی برایش وسیله ای برای بیان افکار و آرا و عقایدش بود, افکاری که هر چه بود, بوی جنگ و خشونت و جاه طلبی نمیداد, تاکنون از رمان نویسی همچون لئونارد کوهن در ایران مجموعه اشعار فراوانی ترجمه و منتشر شده است, اما این بار به همت نشر سیب سرخ و با ترجمه فرزام کریمی,سوریا جمالی و ویراستاری شهریار وقفی پور نخستین ترجمه از داستان کوتاهی از لئونارد کوهن منتشر خواهد شد, داستانی که میتواند مخاطب را بیشتر با وجهه درونی و افکار و جهان بینی اش آشنا کند.


۹۸-۹-۱۵ ۰ ۰ ۲۳۷

۹۸-۹-۱۵ ۰ ۰ ۲۳۷


مرگ را دم کن و چایش را بنوش(نگاهی به خواهران جیمز جویس)

ماهنامه نوگرا

مهرماه 1398

 

معرفی کتاب این هفته به جیمز جویس و داستان خواهران اختصاص می یابد, جویسی که حتی در وطن خویش مهجور بود و شاید شهرت امروز او بیشتر بخاطر شناخت آثارش بعد از مرگش بوده باشد, در کوچه پس کوچه های خفقان و شیهای دلتنگی که جغدهای خفته در انتظار مرگ روباهان بودند تا بلکه بتوانند خود بر سیاهی شب سایه  بگسترانند,امیدی وجود نداشت چرا که این سومین سکته مردی بود که نماد اختناق در شهری بود که مردمانش به سکوت عادت کرده بودند, سکوتی که تلخی مرگ را به قیمت اعتراض نمیخواست بلکه مرگ را به قیمت سکوت میخواست و این گواه خفقان دوبلین  بود از سویی دوستی پسربچه با کشیش عجیب به نظر میرسید!!!کشیشی به نام جیمز فلین که در انتهای داستان مخاطب متوجه میشود که او با خنده از دنیا رفته است!!! امری که برای کمتر کشیشی پیش می آید, خنده ای که اگر برای عقاید منجمد و بیهوده نباشد نشستنش بر لبان کشیش تعجب برانگیزست!!! پسرک داستان شیطنتی ذاتی در خویش دارد شیطنتی که در خویش پنهان میکند و سعی میکند آن را بروز ندهد که خود کنایه از آن خفقان ایرلندیست, بغضی که در گلوی مردمان ایرلند چنبره میزد وقتی که چنگ شکسته ایرلند در پشت سکه های انگلیسی به عنوان مستعمره و میراث انگلیس خودنمایی میکرد, اما دستانی که کوتاه بود و عمری که پشت چراغ قرمز ایست میکرد, بابا کاتر یکی از شخصیت های جذاب داستان خواهران جویس است مردی که چپق میکشید غرغر میکرد و فلین را مردی میدانست که نمی بایست در اطراف جوانک پرسه میزد, باباکاتر پسر بچه را جوانک خطاب میکرد, مردی که مالوف با سنت ها بود, به گونه ای که هر آن چه را که دوست نمیداشت سعی میکرد دیگران را هم از آن محروم کند, خودخواهی عجیبی در وجودش نهفته  بود و پسرک که زمانی با بابا کاتر دمخور بود اکنون در دلش او را یک پیرخرفت مزاحم میدانست, رگه هایی سورئال در خطوط ابتدایی و انتهایی داستان توسط نویسنده به مخاطب  تزریق میشود,روایت داستان براساس فرم چگالی سیال ذهن در دوبلین شکل میگیرد و شخصیت پردازی منحصربفرد جویس سبب میشود تا مخاطب حوادث را در پیرامون خود لمس کند جویس در آشپزخانه قدم میزند و در قوری خانه مخاطب چای مرگ را دم میکند تا آن را به خورد مخاطب دهد و بعد از لحظاتی میگوید: لطفا چای مرگ را بنوشید این اثر را با ترجمه محمد علی صفریان از نشر نیلوفر میتوانید تهیه و مطالعه کنید   


۹۸-۸-۱۴ ۰ ۰ ۲۶۳

۹۸-۸-۱۴ ۰ ۰ ۲۶۳


در گذشته مرگیدن(نگاهی به عشق اثر تونی موریسون)

ماهنامه نوگرا

شهریور 98

مترجم,منتقد:فرزام کریمی

 

 

به بهانه درگذشت ناگهانی تونی موریسون بر آن شدیم تا در این شماره ماهنامه نوگرا به رمانی از او تحت عنوان عشق نگاهی هر چند کوتاه بیندازیم, رمانی که به واسطه نشر مکتوب و توسط شهریار وقفی پور ترجمه و منتشر شده است, روایت پیرمرد متمولیست که همه چیزش در گذشته پرشکوهی مانده و زنان زیادی که بر سر تقسیم ارث او با یکدیگر درگیر شده اند, او یک پیرمرد چند وجهی بود که در زندگی زنان متعدد نقش های مختلفی را بازی میکرد, از همسر و پدر و دوست تا معشوقه, او در گذشته راکد مانده بود و حتی به نوعی آینده ای در این میان وجود نداشت, او قبل از مرگ, مرگیدن در گذشته را تجربه نمود شروع رمان از بعد از مرگ اوست, همبازیان و دوستان دیروز که حال تبدیل به دشمنان خونی امروزی شده بودند و هر یک برای بدست آوردن ارث او در جدلی نابرابر حاضر بودند تا دستان خود  را به خون دیگری آلوده کند اما نقش دختر جوان پیشخدمت را هم که بعد از استخدام رابطه جدیدی را با پسر سابق خدمتکار آغاز میکند و درگیر زیاده خواهی و تمایلات خود میشود را نمیتوان نادیده گرفت و جالبتر آنکه  او به صورتی نوستالژیک درگیر عکس آن پیرمرد متمول شده بود!!! اگر  زندگی را بر پایه عشق و لذت در نظر بگیریم و شهوت را یکی از ارکان مهم لذت و عنصر انکار ناپذیر در هر رابطه بدانیم میتوان از نگاهی دیگر پیرمرد اصلی داستان را یک روانی جنسی توصیف کرد و یا صاحب یک عشق سادومازوگونه که از این سادومازو نهایت لذت را میبرد,در ظاهر همه در گذشته دچار نوعی مرگیدن بودند  اما در این میان رابطه با زنی افسونگر به نام سلستیال که به نوعی نیروی تازه ای برای او محسوب میشده هم بی تاثیر نبوده است, روند اثر به گونه ایست که مخاطب را از آینده  تهی میکند و حقیقت را ازگذشته همچون کوله باری تا به حال میکشد جایی که کریستین و هید که دو همبازی صمیمی گذشته بودند حال به عنوان دو زن و رقیب در روبروی یکدیگر در زیرزمینی گرفتار میشوند و به نوعی معترف میشوند که یک پیرمرد تمام کودکی و تمام حال آنها را از آنها گرفت, تونی موریسون  برای احیای تاریخ مصور سیاهپوستان هماره قابل احترامست و یکی از بزرگترین نویسندگان  در کنار ویرجینیا وولف، تی. اس. الیوت و سوزان سونتاگ به شمار میرود.

 

 


۹۸-۷-۱۲ ۰ ۰ ۲۹۰

۹۸-۷-۱۲ ۰ ۰ ۲۹۰



نویسندگان

ابزار اینستا گرام

تیک ابزارابزار اینستا گرام برای وبلاگ