تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این سایت صرفا جهت اطلاع رسانی پیرامون کارها و آثارم در زمینه ترجمه و تالیف میباشد.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دخترک کوچک آبی


بنشینید گوشه ای و چوب خطهای زندگیتان را بشمارید
مگر چه کار دیگری دارید؟
من احساستان را میدانم
که چگونه در میان درد غوطه ورید
بنشینید گوشه ای و چوب خطهای زندگیتان را بشمارید
دخنرک کوچک ناراضی من
دخترک کوچک آبی من
بنشین و ریزش قطرات باران را نظاره کن
بنشین و اطرافت را نظاره کن
زمانش که فرا رسد به او تکیه خواهی کرد
مانند قطرات باران سبکبال خواهی شد
میدانم که چه احساسی داری
دخترک کوچک ناراضی من
دخترک کوچک آبی من
دخترک بدشانس من
دخترک ناشاد من
تنها منم که میدانم چه احساسی داری
بنشین گوشه ای و چوب خطهای زندگیت را بشمار
مگر چه کار دیگری دارید؟
من احساستان را میدانم
که چگونه در میان درد غوطه ورید
بنشینید گوشه ای و چوب خطهای زندگیتان را بشمارید
دخترک کوچک ناراضی من
دخترک کوچک آبی من
دخترک بدشانس من
دخترک ناشاد من

 

سانگ رایت:جینیس جاپلین

برگردان: فرزام کریمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من صدای آوازم را میشنوم

 

در صبحی با خنده های سه در چهار خورشید

همه چیز بوی خوشی و بهبودی میدهد

در درونم آهنگی نواخته میشود

زنگی به صدا در می آید

از فکر آینه ها و گلها بیرون می آیم

در موهای کوتاه مادرم خلاصه میشوم

گاهی لال میشوم و تنها خود را میشنوم

پدرم میگفت وقتی میخواهی زندگی کنی

پس باید که زنده باشی

تفاوتی میان دو سالگی یا شش سالگی ات

هفت سالگی یا یازده سالگی ات نیست

ساعت ها به صدا در نمی آیند

تا گوشه چشمی را بلرزانند

حصارها با گلبرگها پوشانده شده اند

و تمام جهان سرشار از رنگ هاست

رنگ هایی که هیچگاه حل نخواهند شد

برای خاکستری زمانه همچون گلوله های آهنی

چشمانت را باز کن قلبت را بگشای

در صبحی با خنده های سه در چهار خورشید

هر چیزی توسط هر کسی رخ خواهد داد

اما

من

خودم را میشنوم

و

آواز میخوانم

 

 

 

قدم زنی روی ریل

 

روی ریل قدم میزنم

زیر درختی مینشینم

درختان خم میشوند

تا با ریزش برگها پیام آور پاییز باشند

و ما

با افتادن برگی از روبان سرخ دزیره

پیام پاییز را درک میکنیم

 

 

بنویسید

 

جنگ

یک بازی نیست

جنگ پاپا زد نیست

اما گاهی تصور میکنم

همه چیز بازیست

 

 

ژوان فیلیپ هررا متولد  بیستم دسامبر 1948 در کالیفرنیا شاعر کارتونیست نویسنده و آموزگار است در سالهای 2018 و 2017 برنده جایزه شعر ایالات متحده آمریکا شد او در شعر به شدت تحت تاثیر  فضای نسل بیت (جک کراوک نیل کسدی چارلز بوکوفسکی ریموند چندلر) و همینطور نویسندگانی نظیر لوئیز والدز و آلن کینزبرگ بوده است گرچه او در دهه هفتاد هم تحت تاثیر جنبش آمریکایی مکزیکی چیکانو که پیرامون احیای حقوق شهروندی بود نیزقرار داشت و هنوز هم عده ای به او لقب شاعر چیکانو داده اند  اما اشعار او عصیان انسان امروزیست که در بسیاری از موارد مرزها را در هم میشکند اشعار او گاها فانتزی و گاها به جد اجتماعیست هم بازیهای زبانی در اشعارش به چشم میخورد و یک طنز فانتزی گونه و هم نگاهی عمیق که ناشی از اختناق انسان امروزیست او به خوبی راه و رسم یاغی بودن را از نسل بیت فراگرفته است ایلان استاوانس مقاله نویس و منتقد آمریکایی مکزیکی در وصف او میگوید:

او به خوبی میداند که حتی چگونه از بقایای متلاشی زندگی شهری فرار کند و تفکر شعر خود را به ورای محدوده خاصی سوق دهد

استفان برت منتقد نیویورک تایمز در وصف او مینویسد:

او را باید جزو اولین شاعران موفقی دانست که با ترکیب فرهنگ شنیداری و شفاهی و نوشتاری به خلق نوع جدیدی از شعر بپردازد و مضامین مربوط به غرور ملی و هویت فردی و جمعی را در هم بیامیزد

با تمام این تفاسیر ژوان فیلیپه هررا را باید یاغی دانست که هنوز آرام نگرفته و تا زمانی که انسان از درد ذاتی خود رنج میبرد او تصویرگر درد و تباهی انسان امروزی خواهد بود. 

ترجمه,بازسرایی: فرزام کریمی

 

 

 

کمپ

تلاش کردند تا منو ترکم بدن
گفتم نه، نه، نه
آره، میخواستم تو هپروت غوطه ور باشم
اما زمانی‌که برگشتم,می، می، می‌دونی
برای این بودکه وقتش رو نداشتم
البته که باس پدرم فکر کنه حالم روبراهه
او قبلا سعی می‌کرد که ترکم بده
اما این من بودم که میگفتم نمیخوام ترک کنم
اون میگفت برو، برو,برو
من میخواستم با دوست‌پسرم زیر یک سقف عشقبازی کنم
من هفتاد روزه که پاکم
چون چیزی واسه مصرف ندارم
شما هم نمی تونید به من چیزی یاد بدین
نمی توانم چیزی از آقای هاتاوی یاد بگیرم
وقتی چیزی از کلاس درس یاد نگرفتم
فقط همینو میدونم که تو یه لیوان شات نمی‌زنیم
اونا سعی کردند منو آرومم کنند
من گفتم "نه، نه، نه
آره، می‌خواستم تو هپروت غوطه ور باشم
اما زمانی‌که برگشتم، می، می، می دونی
برای این بود که من وقتش رو نداشتم
البته که باس پدرم فکر کنه حالم روبراهه
اون قبلا سعی میکرد که ترکم بده
اما این من بودم که میگفتم نمیخوام ترک کنم
اون میگفت برو، برو,برو
مردک به من میگفت: " فکر می‌کنی چرا اینجایی؟
گفتم، هیچ نظری ندارم
من میخوام بچمو سقط کنم
بچه ای که تو آغوشم گرفتمش
اون گفت، من فکر می‌کنم شما افسرده‌اید
کی؟من، آره,عزیزم و دیگرون
اونها سعی کردند منو به کمپ کوفتی برگردونند
من گفتم نه، نه، نه
من نمیخوام دیگه چیزی بنوشم
من فقط، یه دوست میخوام
 ده هفته زمان نمیخوام
همه فکر می‌کنند که من مثه مار دارم پوست میندازم
غرور کیلویی چنده؟
این اشکها شبیه برهوت تو تابستونای داغه

 


توضیحات: سانگ رایت #کمپ از آلبوم #بازگشت_به_تاریکی خواننده #ریتم #سول #بلوز یعنی امی واینهاوس میباشد که اکنون مجموعه ترجمه اش به نام #داج با ترجمه #فرزام_کریمی مجوزهای لازم وزارت ارشاد برای چاپ را دریافت کرده است و به زودی توسط نشر تمدن علمی منتشر خواهد شد,سانگ رایت #کمپ از حذفیات این مجموعه میباشد که نتوانست مجوزهای لازم را اخذ کند و بدین ترتیب تصمیم گرفتم تا حذفیات را جدا از مجموعه در صفحه اینستاگرام و وب سایت شخصی ام منتشر کنم,سانگ رایت روایت امی در اواخر زندگیش میباشد که قصد داشت بعد از جدایی از همسرش اعتیادش را ترک کند اما پدرش که حال طعم پول و درآمدهای آنچنانی امی از کنسرتهایش در دهانش طعمی شیرین به خود گرفته بود مانع میشد تا او بتواند به کمپ مراجعه کند و اعتیادش را ترک کند در حالیکه تا قبل از آن پدرش از مشوقان اصلی او برای ترک اعتیادش بود.

ابزار اینستا گرام

تیک ابزارابزار اینستا گرام برای وبلاگ