تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این سایت صرفا جهت اطلاع رسانی پیرامون کارها و آثارم از ترجمه و تالیف تا رادیو راک میباشد.


فرمان آرا یا ساراماگو؟؟؟

به قلم

فرزام کریمی

 

دلم می‌خواد داستان مرد نویسنده پیریست که به خاطر از دست دادن دوستانش و از دست دادن توان نوشتن دچار افسردگی شده است که احتمالا شخصیت پردازی آن, بخشی به زندگی خود بهمن فرمان آرا در دورانی برمیگردد و بحران مشابه یک بوس کوچولو و مرگ یک یک دوستان از بوی کافور عطر یاس و بعد از دیدن دخترکی دست فروش پشت ترافیک گوشش دچار شنیدن یک ریتم شش هشتم میشود که با آن میرقصد و ظاهرا حالش خوب شده است در کوری #ژوزه_ساراماگو همین اتفاق را شاهد هستیم اما این بار در داستان #کوری مردی پشت ترافیک کور میشود که نماد جامعه ایست که با تمام فلاکت های وارده خود را به کوری زده است و زمانی که این موضوع به کل جامعه تعمیم پیدا میکند نشانگر کوری و عقیم بودن کل جامعه است که در این داستان فاخر به تصویر کشیده شده است و حال #بهمن_فرمان_آرا در تنبلی مخصوص دوران پیری ظاهرا زحمت خلاقیت به خرج دادن را از خود گرفته است و سعی کرده فقط با تغییر رویداد داستان #کوری اثر #ژوزه_ساراماگو حال همان شخصیت اصلی را که در داستان کور شده بود تبدیل به نویسنده ای میکند که پشت ترافیک ناگهان گوشش آهنگهای شش هشتم میشنود و به رامشگری میفتد,می‌توان حدس زد بهمن فرمان‌آرا چه در سرش داشته است تنها پیام فیلم نسبتا قابل احترام است و نشانگر جامعه افسرده ایست که فارغ از قوانین و محدودیت ها و عدم وجود #آزادی و#دموکراسی این بار نیاز دارد تا با شادی روحیه از دست رفته خود را بازگرداند و در نهایت بتواند فارغ از محدودیتهای #مذهبی شادی و هیجانات خود را #تخلیه کند فرمان‌آرا در هفتاد و پنج سالگی به جامعه‌اش نگاه می‌کند که از هر طرف غرق در مشکل و سیاهی و تباهیست #کوروساوا یک بار در توضیح کارنامه سینمایی‌اش گفته بود: همه این فیلم‌ها را ساختم تا بفهمم چرا انسان‌ها در کنار هم نمی‌توانند خوشبخت باشند. اما کوروساوا مردی جدی است که کارش را خیلی جدی می‌گیرد. این جدیت حلقه مفقوده «من دلم می‌خواد» است و چه کسی گفته کمدی‌ها احتیاجی به جدیت و اسکلت محکم فیلم‌نامه و جدیت در اجرا و حتی بازی گرفتن از بازیگران ندارند و باید باری به هر جهت باشد؟ایده ضربه خوردن به سر و تغییر رفتار از ایده‌های آشنای کمدی است. از «مرد عوضی» و «مجسمه» گرفته در سینمای ایران تا نمونه‌های متعدد در سینمای کلاسیک بارها با این ایده بازی شده است بازی باری به هر جهت رضا کیانیان که مانند #پنیر_پیتزا کش می آید و ضعف #فیلمنامه_نویسی در عدم ثبات شخصیت های فیلمنامه و درگیری میان سنت و مدرنیته(سکانس های حضور مهناز افشار در خانه کیانیان), دارد به مخاطب تلقین میکند که این فیلم.حکم طنابی را برای فیلمنامه نویس کار که خود #فرمان_آرا بوده است داشته که فیلمش را طنابی فرض کرده که یک طرفش باید سنت ها آن را بکشند و یک طرف مدرنیته!!!!و حتی سکانس هایی که همه در شهر میرقصند یاداور همان قسمت های داستان #کوری اثر #ژوزه_ساراماگو میباشد که همه در شهر کور شده بودند و حالا همه در شهر میرقصند!!!!!این کپی ناشیانه از #بهمن_فرمان_آرا و ارائه این چنین فیلمی با فیلمنامه ای ضعیف و بازی گرفتن های ضعیف تر و نه چندان خوب از بازیگرها و این عدم ثبات به اسکلت کار لطمه فراوانی زد,جدای اینکه خود کار و ایده پردازی آن متعلق به #ساراماگو میباشد نه #فرمان_آرا شاید تنها سکانس های پایانی فیلم که روایت رهایی او از تیمارستان را میداد که به بدنه فیلم چسبیده که البته آن هم چنگی به دل نمیزند قسمت های متعلق به خود #فرمان_آرا میباشد,این چنین رویکردی از فرمان آرا در هفتاد و پنج سالگی بعید به نظر میرسد و اگر قرارست که بعد از این هم آثاری ضعیف تر از این را تولید کند همان بهتر که اعلام بازنشستگی کند و در گوشه خانه اش بشیند

 

فرزام کریمی ۰۶ مهر ۹۸ ، ۱۴:۲۱ ۰ ۰ ۶۰

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ابزار اینستا گرام

تیک ابزارابزار اینستا گرام برای وبلاگ